آوا کوچولوآوا کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

آوای بهاران

بدون عنوان

امروز برای چکاپ رفتیم  دکتر وزن دخترم 12.200 کیلو گرم و قدش 90 سانتی متر شده  آقای دکتر خیلی راضی بود  البته دخملم یه کمی گریه کرد فکر کنم می ترسید دکتر بهش واکسن بزنه ...
21 اسفند 1392

تولد دایی جون

یاد سهراب بخیر آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت : باورت گر بشود یا نشود، حرفی نیست... اما نفسم می گیرد در هوایی که نفسهای تو نیست ..... امروز تولد دایی پیام بود ... خیلی دلم براش تنگ شده ، چقدر دوست داشت دایی بشه حیف که نموند تا آوا رو ببینه ، پیام عزیزم داداش گلم تولدت مبارک ... ...
7 اسفند 1392

موهامونو کوتاه کردیم

امروز رفتیم با هم آرایشگاه موهاتو کوتاه کردی گلم خیلی نازتر شدی عزیز مامان الهی فدات بشم که انقدر زود زود موهات بلند میشه ، البته چون نمی ذاری گل سر رو سرت بمونه مجبور میشم زود زود ببرمت آرایشگاه خوشگلم ... تازه تو ارایشگاه به آرایشگر  گفتی اوژ (رژ) می خوام اونم برات زد کلی ذوق کرده بودی و واسه مامان ناز می کردی قربونت برم الهی قرتی .....
3 اسفند 1392

اولین برف بازی

سلام نفس مامان دختر قشنگم  امروز صبح که از خواب بیدار شدیم سفیدی برف به ما لبخند زد ، تو این روز قشنگ زمستونی(92/11/16) آوا خانوم مامان دقیقا 22 ماهه شده (البته با عرض شرمندگی دارم یه 2،3 روز بعد این خاطره رو برات می نویسم  ، از دست این مامان تنبل ) یه برف قشنگ داشت می بارید ... چند تا بچه داشتن تو کوچمون برف بازی می کردن انقدر با ذوق داشتی از پنجره نگاهشون می کردی که قند تو دل مامان آب شد ، وقتی بهت گفتم دوست داری بریم برف بازی با اشتیاق گفتی آوا بف بازی با هم آماده شدیم و رفتیم بیرون برای برف بازی . از اون جا که خیلی اجتماعی هستی و زود میخوای دوست پیدا کنی با بجه ها دوست شدی و باهم برف بازی کردین ، قربون اون دستای کوچولو...
19 بهمن 1392
1